
شاید خیلی از مردم ایران که در استان ها و مناطق روستایی و شهرستان ها زندگی می کنند از تهران تصور مدینه فاضله و رویایی داشته باشند. غافل از اینکه آرامش و راحتی و زندگی شادابی که در شهرستانها و روستاها وجود دارد در تهران یافت نمیشود.
اغلب تهران را نماد برخورداری، امکانات و توسعه میدانند؛ اما پشت این تصویر، روایت دیگری نیز وجود دارد؛ روایتی ازخود تهران و شهرستانهایی که با وجود قرار گرفتن در استان پایتخت، با نوعی فقر توسعهای از جمله کمبود زیرساخت، پروژههای نیمهتمام و فشار ناشی از رشد شتابان جمعیت دستوپنجه نرم میکنند.
قبول دادم که برای بخش زیادی از افکار عمومی، تهران تنها یک استان نیست؛ تهران پایتخت و مرکز سیاست، اقتصاد و مدیریت کشور است و همین جایگاه، تصویری از برخورداری و توسعه را در ذهن بسیاری شکل داده است. برجهای بلند و شیک ، بزرگراههای گسترده، تمرکز دستگاههای اجرایی و گردش بخش بزرگی از اقتصاد کشور، این تصور را تقویت کرده که همه نقاط استان تهران از سطحی مشابه از امکانات و زیرساخت برخوردارند.
در تهران علاوه بر وجود آلودگی، سر و صدا و شلوغی، هر روز باید هزینه های جانبی و اضافه پرداخت کنی و روزی نیست که ما جریمه نشویم و ساعت ها دنبال جای پارک نباشیم.
عمر تهرانی ها بیخودی داره طی میشه و فرصت لذت بردن از سکوت، باغ و بستان، صدای آب و آبشار و چشمه، بوی نان تازه روستایی و لبنیات و گوشت تازه و گردشگری در طبیعت بکر و پاک را ندارند.
قدر زندگی خود را بدانید

برچسب:
نویسنده: behdasht2000